مسجد انگجي تبريز

246

مقالات وگفتارها ( فارسي )

بوسيلة وى مردم كوفه اند ، پس از ظهور وحكومتش پنج يا هفت ويا نه سال زندگى مىكند ، جزيه را وضع كند ، مردمان را با شمشيرش به طرف خدا فرا خواند ، ومذاهب گوناگون را از روى زمين بر مىاندازد ، ودر روى زمين باقي نماند مگر دين خالص ، دشمنان أو مقلدان أهل اجتهادند ، وقتي كه مىبينند كه أو بر خلاف آنچه كه پيشوايان آنها گفته اند حكم مىكند پس از وى بواسطة ترس از شمشيرش أطاعت مىكنند ، عامه مسلمانان بيش از خواص آنها به وجود أو شادمان شوند ، عارفان أهل حقايق وى را از راه كشف وشهود وبه تعريف الهى مىشناسند وبيعتش مىنمايند ، مردمان خداشناس دعوتش را مىپذيرند وبه ياريش مىشتابند ، واگر شمشير به دستش نباشد فقهاء به قتلش فتوى دهند ولكن خدا أو را با شمشير وكرم آشكار مىسازد از اين رو ايشان به طمع كرم وترس از شمشيرش حكم أو را قبول مىكنند در حالي كه به آن ايمان ندارند وخلافش را در دل پنهان مىدارند وچون مىبينند كه بر خلاف حكم پيشوايانشان حكم مىكند وى را گمراه مىپندارند زيرا آنان معتقدند كه أهل اجتهاد منقطع شده وزمان آن سپرى گشته ودر عالم ديگر مجتهدي باقي نمانده وخداوند پس از پيشوايان ايشان احدى را بوجود نمىآورد كه وى را درجه اجتهاد باشد واگر كسى ادعا كند كه خداوند وى را به احكام شرعي آشنا ساخته است نزد آنان ديوانه وفاسد الخيال باشد . " ديگر از كساني كه به وجود امام زمان ( عليه السلام ) تصريح كرده ، عارف وشاعر بزرگ جلال الدين محمد مولوى رومى است . آقاى مطهرى مىگويد : " اينكه اصطلاحات محيي الدين در كلمات مولوى آمده است اين در واقع عرفان محيي الدين است . بدون شك عرفان نظري مولوى همان عرفان محيي الدين است . مثلا اصطلاح " ما عدم هائيم هستى ها نما ، تو وجود مطلق وهستى ما " اين أصلا مال محيي الدين است ، اينها از محى الدين به مولوى رسيده است " ( 7 ) باز مىگويد : مولوى ارتباطش با محيي الدين از طريق صدر الدين بوده